تبليغاتX
REALISTNYMPH

یک شعر انقلابی!

Wed 22 Aug 2007

در آغاز نسیمی ملایم بود

و رقص آهسته چند برگ

رهگذرانی شتابان از هر سو

سپس وسعت گرفت در زمزمه شاخه ها

و پرواز کلاه ها

و در اوج

درختانی که تن سپردند به ضرباهنگش

و تیرهای چراغ برقی که لجوجانه بر پا ایستادند

به تحقیرش

اما دیری نپایید

ایستادگی کودکانه شان

سپس

شهر بود که در تاریکی می درخشید

وبه انسان ها و تیرهای چراغ برق بر فراز سرش

سرخوشانه چشمک میزد.

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:5 PM توسط جن درختی واقعگرا |

Idealism

Sat 18 Aug 2007
Imperfect people making up perfect dreams in their imperfect world

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:1 PM توسط جن درختی واقعگرا |

اسب وحشی

Mon 13 Aug 2007
تکه ابری کوچک

تنها و سرگردان

در گوشه ای از آسمان تابستانی

رهائی خواهد بخشید ترا؟

آن گاه که زمان بر شانه هایت سنگینی میکند

و گره ای در گلویت

به خاطر خواهی آورد تکه ابر کوچک را؟

فارغ از فصل ها

سبک و محو

گوئی که هرگز حضوری نبوده

اگر فقط می توانستی به خاطر بسپری تکه ابر کوچک را...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:44 AM توسط جن درختی واقعگرا |

پیشرفت

Fri 27 Jul 2007
چگونه می توانست باور کند

گیلاس غرق در شکوفه

سائیده شدن اره برقی را

بر پیکرش

پس از ده سال ثمر دهی

این چنین ظالمانه طردش نمودند

و روی ریشه هایش را سنگ فرش کردند

برای راحتی قدم های ماشین خانواده.

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4:10 PM توسط جن درختی واقعگرا |