Gentle cannibal
درست مثه وقتی که دل و جگر یه آدم رو خوردی و به کیسه صفرا ش رسیدی...
کسی می دونه برای هضم کیسه صفرا چی باید خورد؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:1 PM توسط جن درختی واقعگرا
|
درست مثه وقتی که دل و جگر یه آدم رو خوردی و به کیسه صفرا ش رسیدی...
کسی می دونه برای هضم کیسه صفرا چی باید خورد؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:1 PM توسط جن درختی واقعگرا
|
آن استاد دانشگاه اطلاعاتش را به روز می کند
آن پسر ورژن موبایلش را به روز می کند
آن دختر رنگ مویش را به روز می کند
آن رییس نیروی انتظامی به بهانه ی امنیت اجتماعی دختر مردم را به روز می کند.
PS:
من یه کم عقبم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:37 PM توسط جن درختی واقعگرا
|
هر روز صبح بعد از بیدار شدن کمی با هم گپ می زنیم
و او به من که در انتخاب رنگ رژ لبم میان صورتی کم رنگ و پر رنگ مرددم کمک می کند.
سپس خدایم را در جیبم می گذارم و به دانشگاه می رویم.
من و خدا سر کلاس اخلاق کلی به حماقت استاد می خندیم و او برای ما درمورد قهر خدا
سخنرانی می کند.
بعد با خدا و دوستان سینما می رویم ، یک فیلم آبکی.
به کتاب فروشی می رویم ، من تهوعسارتر را بر می دارم او لافکادیو سیلوراستاین را.
به کتاب دست من نگاهی می اندازد ،و من خجالت می کشم.
به خانه بر می گردیم.از این همه دود و دم حالت تهوع گرفته،برایش شربت آبلیمو درست می کنم.
سی دی رولینگ استونز می گذارم ،خرکیف می شود.کم کم خوابش می برد و من
یواشکی کتابم را بیرون می آورم و مشغول خواندن می شوم.
نیمه شب بیدار می شوم و او را می بینم که کتاب در دست بالای سرم ایستاده و اشک می ریزد.
آخر...خدای من خیلی خداست.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:14 PM توسط جن درختی واقعگرا
|