روسپی زیبای شهر ما
سه پری مهربان در کنار او ظاهر شدند
پری اول به او صورتی زیبا داد
دومی صدای زیبا
و سومی عمری طولانی
اما هیچ یک از آنان برایش آرزوی خوشبختی نکرد
دخترک بزرگ شد
به اوج زیبایی رسید
و چون از شاهزاده سوار بر اسب خبری نشد
خود به جستجوی او شتافت
غافل از این که شاهزاده برای ادامه تحصیل به خارج رفته بود
حالا او آن زن زیبای میانسال است
که روزها کنار خیابان آواز می خواند
و شب ها هم آغوش مردان خرفت شهر می شود
، روسپی زیبای شهر ما.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:13 PM توسط جن درختی واقعگرا
|
