D:
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:4 PM توسط جن درختی واقعگرا
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:4 PM توسط جن درختی واقعگرا
زندگیش رو خط به خط مرور کرده بود.
نه به کسی قرضی داشت ٬ نه مال کسی رو به ناحق خورده بود.
روزه نمازاشم کامله کامل بود.از همه ی اینا گذشته کلی هم نماز شب و
دعای فرج و زیارت و حج تو کارنامه ش داشت که خودش کم امتیازی نبود.
اما حالا که نکیر با اون چشای سیاه و شفافش زل زده بود تو چشاش و
ازش می پرسید :"تا حالا عاشق شدی؟"
خاطره ی یه جفت چشم عسلی که مدت ها پیش فکر می کرد با یه توبه
ویه مقدار دیه و زکات پرونده ش بسته شد ٬ دوباره داشت دلشو می لرزوند.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 5:47 PM توسط جن درختی واقعگرا
|